همسایگان ایران بدون حضور آمریکا در تهران گرد هم آمدند؛ سه توافقی که میتواند به جنگ پایان دهد و ضربالاجلی که سرنوشت آنها را تعیین خواهد کرد.
رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، معتقد است تحولات دیپلماتیک اخیر در منطقه، برای نخستین بار زمینه شکلگیری یک موازنه قدرت منطقهای و دستیابی به راهی واقعی برای پایان جنگ ایران و آمریکا را فراهم کرده است. به باور او، همکاریهای امنیتی عربستان، پاکستان، ترکیه و مصر، همراه با میانجیگری قطر برای بازگشایی تنگه هرمز، میتواند زمینهساز سه توافق کلیدی درباره پایان محاصرهها، مدیریت تنگه هرمز و تدوین قواعد هستهای مشترک در منطقه شود. با این حال، پیپ هشدار میدهد که فرصت تحقق این توافقها محدود است و اگر تا پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان، مذاکرات جدی در این زمینه آغاز نشود، احتمال ازسرگیری حملات نظامی آمریکا و اسرائیل وجود خواهد داشت.
ترجمه کامل تحلیل رابرت پیپ:
آیا راهی واقعی برای خروج از جنگ در حال شکلگیری است؟
روز دوشنبه ۴ آبان، وزیر دفاع عربستان سعودی، فرمانده ارتش پاکستان و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه در تهران با رئیسجمهور ایران دیدار کردند. هیچ نمایندهای از آمریکا در این نشست حضور نداشت.
در همان روز، پارلمان مصر کمک نظامی به عربستان سعودی را تصویب کرد و قطر نیز در حال میانجیگری برای دستیابی به توافقی بهمنظور بازگشایی تنگه هرمز بود.
ماههاست استدلال میکنم که این جنگ تا زمانی که کشورهای منطقه بر سر موازنه جدیدی از قدرت به توافق نرسند، نمیتواند پایان یابد. تنها جایگزین واقعی برای «تله تشدید تنش»، اتخاذ راهبرد موازنهسازی منطقهای است؛ راهبردی که در آن کشورهای حوزه خلیج فارس و ایران قدرت یکدیگر را مهار کنند و آمریکا دیگر ناچار نباشد بار اصلی تأمین امنیت منطقه را بر دوش بکشد.
این هفته، برای نخستین بار، عناصر چنین موازنهای پدیدار شدند.

بازگشایی تنگه هرمز میتواند نقطه آغاز باشد. در ادامه، سه توافق ضروری برای ایجاد یک مسیر واقعی خروج از جنگ، تنها چارچوب توافق هستهای که ایران ممکن است واقعاً بپذیرد و ضربالاجلی را تشریح میکنم که مشخص خواهد کرد آیا هیچیک از این توافقها تحقق مییابد یا خیر.
اگر این ضربالاجل رعایت شود، جنگ میتواند پایان یابد. در غیر این صورت، آمریکا بلافاصله پس از ۱۲ آبان، یک پله دیگر در نردبان تشدید تنش بالا خواهد رفت.
چرا این بار شرایط متفاوت است؟
برای نخستین بار، همسایگان ایران در حال ایجاد یک وزنه موازنهکننده هستند که به حضور نیروهای آمریکایی در خلیج فارس وابسته نیست.
«پیمان مکه» که در تابستان ۱۴۰۵ امضا شد، منابع مالی عربستان سعودی را با توان نظامی پاکستانِ دارای سلاح هستهای و ترکیه پیوند میدهد. مصر نیز در حال نزدیک شدن به ریاض است.
همچنین بنا بر گزارشها، عربستان سعودی در چارچوب توافق آتشبسی با حوثیها که با میانجیگری ایران شکل گرفته، پیشنهاد پرداخت یک میلیارد دلار به آنها را ارائه کرده است.
این تحولات محاسبات مربوط به بهایی را که ایران برای صلح مطالبه میکند، تغییر میدهد؛ بهایی که شامل خروج کامل نیروهای نظامی آمریکا از منطقه است.
واشنگتن نمیتواند چنین درخواستی را بپذیرد، اگر نتیجه خروج نیروهای آمریکایی واگذاری تسلط بر خلیج فارس به ایران باشد. اما در چارچوب یک موازنه منطقهای، کشورهای حوزه خلیج فارس و ایران میتوانند قدرت یکدیگر را مهار کنند و آمریکا نیز بدون آنکه سلطه منطقهای را به تهران واگذار کند، از نقش مستقیم خود عقب بنشیند.
تحولات میدانی و دیپلماتیک نیز از هماکنون در حال تغییر است. بنا بر گزارشها، عربستان سعودی در چارچوب یک آتشبس با میانجیگری ایران، پیشنهاد پرداخت یک میلیارد دلار به حوثیها را مطرح کرده است.

گام نخست: پایان دادن به محاصرهها
بر اساس طرح قطر، بازگشایی تنگه هرمز در مقابل رفع محاصره آمریکا قرار میگیرد و این فرایند طی پنج روز و بهصورت مرحلهای اجرا میشود.
این اقدامی واقعی برای آغاز روند پایان جنگ است، اما تنها نقطه شروع محسوب میشود.
چنین توافقی میتواند از ادامه خسارتها جلوگیری کند، اما دو مسئله اساسی را که محرک اصلی جنگ هستند، همچنان بیپاسخ میگذارد: چه کسی تنگه هرمز را کنترل خواهد کرد و چه کشوری میتواند به توانایی ساخت سلاح هستهای دست یابد؟
برای ایجاد یک مسیر واقعی خروج از جنگ، دو توافق دیگر ضروری است؛ توافقهایی که باید از طریق مذاکرات خود کشورهای منطقه حاصل شوند.
گام دوم: ایجاد نظام دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز

ایران خواهان بهرسمیتشناختهشدن کنترل خود بر تنگه هرمز است. این مطالبه تلاشی برای دستیابی به سلطه منطقهای محسوب میشود و کشورهای عضو گروه مکه باید آن را رد کنند.
اما موضوع دریافت عوارض عبور از تنگه مسئله متفاوتی است.
ایجاد یک نظام دریافت عوارض که بهصورت مشترک از سوی ایران و کشورهای عضو گروه مکه تعیین شود، میتواند برای تهران درآمد و نقشی بهرسمیتشناختهشده فراهم کند و در مقابل، عبور تضمینشده کشتیها را برای کشورهای حوزه خلیج فارس به همراه داشته باشد.
در چنین چارچوبی، اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز به موضوعی قابل مذاکره تبدیل میشود و بهای آن پشت میز مذاکرات تعیین خواهد شد.
گام سوم: تدوین قواعد هستهای مشترک برای سراسر منطقه
پاکستان هماکنون دارای سلاح هستهای است. عربستان سعودی نیز اعلام کرده که اگر تهران به سلاح هستهای دست یابد، این کشور نیز برای دستیابی به توانایی مشابه اقدام خواهد کرد. رئیسجمهور ترکیه نیز این پرسش را مطرح کرده است که چرا ترکیه نباید بتواند سلاح هستهای داشته باشد.
ایران حاضر نخواهد شد از توانایی کوتاهمدت خود برای ساخت سلاح هستهای صرفنظر کند یا با بازرسیهای گسترده موافقت کند.
از این رو، یک توافق منطقهای که محدودیتهای یکسانی برای غنیسازی اورانیوم در ایران، عربستان سعودی و ترکیه تعیین کند، تنها چارچوبی است که تهران ممکن است آن را بپذیرد؛ زیرا در چنین توافقی، ایران از جایگاهی برابر با دیگر کشورهای منطقه مذاکره خواهد کرد.

مانع اصلی در واشنگتن
اجرای چنین مسیری مستلزم آن است که دونالد ترامپ توافقی را بپذیرد که رهبری مذاکرات آن در اختیار خودش نیست و شرایط هستهای آن نیز از توافق سال ۱۳۹۴ که او خواستار شرایطی سختگیرانهتر از آن بوده، محدودتر است.
ترامپ تاکنون نشان داده که حاضر نیست آنچه را تحقیر از سوی ایران تلقی میکند، بپذیرد.
بر اساس گزارشها، آمریکا و اسرائیل خود را برای انجام حملاتی پس از ۱۲ آبان آماده کردهاند.
تنها یک دور از این حملات میتواند هر سه توافق پیشنهادی را، حتی پیش از امضای نخستین توافق، از بین ببرد.
ضربالاجل تعیینکننده
مذاکرات مربوط به گامهای دوم و سوم ماهها زمان خواهد برد. با این حال، برای جلوگیری از حملات نظامی جدید، لازم است مذاکرات درباره هر دو موضوع در هفته پس از انتخابات میاندورهای آمریکا به شکلی آشکار و جدی آغاز شده باشد.
آغاز مذاکرات درباره عوارض عبور از تنگه هرمز و قواعد هستهای منطقهای، دلیلی برای صبر کردن در اختیار واشنگتن قرار خواهد داد و در عین حال، برای تهران نیز انگیزهای ایجاد خواهد کرد تا از تشدید تنش خودداری کند.
اما اگر هنگام شمارش آرای انتخابات آمریکا، کشورهای منطقه همچنان صرفاً درباره بازگشایی تنگه هرمز گفتوگو کنند و مذاکرات درباره دو موضوع دیگر آغاز نشده باشد، باید انتظار حملات نظامی جدید را داشت.
من هر سه مرحله را در نشست توجیهی روز چهارشنبه ۶ آبان، ساعت ۱۹ به وقت شرق آمریکا، پیگیری و بررسی خواهم کرد.
نویسنده: پروفسور رابرت پیپ | نشریه تله تشدید (Escalation Trap) | ۵ آبان ۱۴۰۵
توضیح: این متن ترجمه گزارش تحلیلی رابرت پیپ است. ارزیابیها درباره امکان پایان جنگ، توافقهای منطقهای و احتمال حملات پس از انتخابات آمریکا، دیدگاهها و ادعاهای نویسنده هستند و بهصورت مستقل راستیآزمایی نشدهاند.