سه فرستادهٔ چین در راه خاورمیانه و شاخ آفریقا؛ «این خاورمیانه است که به سوی چین میآید»
چینیانگکه، مفسر کانکاننیوز وابسته به گروه رسانهای شانگهای، سفر همزمان سه فرستادهٔ ویژهٔ چین به هفت کشور خاورمیانه و شاخ آفریقا را «صفحهٔ شطرنجی چیدهشده» میخواند. به نوشتهٔ او، چین «بیبارترین بازیگر» منطقه است و «اعتماد» کمیابترین سرمایهٔ قدرتها در خاورمیانه است، اما چین «ناجی نیست» و کارش حفظ امکان گفتوگوست.
به گزارش ۲۴، چینیانگکه (秦扬轲)، مفسر ستون «دونگفانگ کوایپینگ» در کانکاننیوز، رسانهٔ وابسته به گروه رسانهای شانگهای، در یادداشتی با عنوان «سه فرستادهٔ ویژه همزمان راهی شدند؛ چرا گرهٔ خاورمیانه بدون چین باز نمیشود؟» که ۳ نوامبر منتشر شد، نوشته است که در روز ۲ نوامبر، سلطان عمان و مقامهای ارشد امنیتی ایران و عربستان، یعنی مهمترین نیروهای خاورمیانه، به شکلهای مختلف در پکن گرد آمدند. پس از آن، وزارت خارجهٔ چین در نشست خبری روزانهاش اعلام کرد که سه فرستاده و نمایندهٔ ویژهٔ دولت چین «همزمان برای سفرهای رفتوبرگشتی به کشورهای منطقه» میروند.
سه فرستاده، هفت کشور
به نوشتهٔ این مفسر، ژای جون «فرستادهٔ ویژهٔ دولت چین در امور خاورمیانه»، لیو شیانفا «نمایندهٔ ویژهٔ دولت چین در امور آفریقا» و هو چانگچون «فرستادهٔ ویژهٔ وزارت خارجهٔ چین در امور شاخ آفریقا» است. او توضیح میدهد که چین در مسائل پیچیدهٔ منطقهای مانند خاورمیانه و آفریقا، فرستادهٔ ویژه را به سازوکاری دائمی تبدیل کرده است و تفاوت عنوان «فرستادهٔ ویژه» و «نمایندهٔ ویژه» بیشتر به عرف نامگذاری برمیگردد. به گفتهٔ او، عنوان «دولت چین» به موضوعهای گستردهتر مربوط است و عنوان «وزارت خارجه» به حوزهای مشخصتر.
بر اساس این یادداشت، ژای جون در اوایل و میانهٔ نوامبر به ایران، عربستان و عمان سفر میکند. لیو شیانفا به اتیوپی، جیبوتی و مصر میرود و هو چانگچون به اریتره. نویسنده این سه مسیر در هفت کشور را که زمانشان تا حد زیادی همپوشانی دارد، «تصادفی» نمیداند و آن را «صفحهٔ شطرنجی چیدهشده» میخواند که قوسی از خط مقدم تقابل در خاورمیانه تا دو سوی گلوگاه دریای سرخ و ساحل و داخل شاخ آفریقا را در بر میگیرد. او دربارهٔ مسیر ژای جون مینویسد ابتدا به ایران میرود و آخرین مقصدش عمان است، یعنی «اول شنیدن حرف طرفهای تقابل، بعد سر زدن به میانجی»، و این را نمونهٔ «با هر دو طرف حرف زدن، بدون جانبداری از هیچکدام» میداند. به نوشتهٔ او، هدف چین «گرفتن یک صندلی بیشتر در خاورمیانه» نیست، بلکه این است که «هر طرف هنوز صندلیای برای گفتوگو داشته باشد».
چرا نگاه خاورمیانه به پکن است؟
چینیانگکه این توضیح را که چین خریدار انرژی است و کشورهای منطقه به بازار آن نیاز دارند، «فقط نیمی از حقیقت» میداند. به گفتهٔ او، کشورهای خریدار نفت کم نیستند، اما قدرتی که بتواند مقامهای امنیتی ایران و عربستان را به یک شهر بیاورد، «در کل جهان فقط همین یکی است». او روایت «رقابت قدرتها و گسترش نفوذ چین» را هم توضیحدهندهٔ انگیزهٔ چین میداند، اما نه این پدیده که «این چین نیست که خود را در خاورمیانه جا میکند، بلکه خاورمیانه است که به سوی چین میآید».
به نوشتهٔ او، دلیلش این است که چین «بیبارترین بازیگر این صفحه» است: میراث منفی استعمار ندارد، صفبندی طبیعی مذهبی ندارد و عادت ندارد خاورمیانه را حوزهٔ نفوذ خود ببیند. او مینویسد در شرایطی که جنگ طول کشیده و طرفها به هم اعتماد ندارند، دستکم یک قدرت بزرگ هست که حاضر است حرف همه را بشنود. به تعبیر او، «اعتماد کمیابترین ارز سخت قدرتهای بزرگ در خاورمیانه است».
میانجیگری؛ کاری نیازمند حوصله
نویسنده میگوید چین این سرمایه را با گفتوگوی پکن در سال ۲۰۲۳ و ازسرگیری روابط عربستان و ایران به دست آورد و از آن زمان «رفتن به پکن» برای کشورهای منطقه به گزینهای واقعی برای حل اختلاف تبدیل شده است. به نوشتهٔ او، چین صلح را به شعار تبدیل نکرده، بلکه آن را «پروژهای نیازمند حوصله» دیده و «گفتوگو» را کالایی عمومی میداند که باید پیوسته فراهم شود.
«چین ناجی نیست»
چینیانگکه در عین حال تأکید میکند که چین «ناجی نیست و نباید ناجی جلوه داده شود». به نوشتهٔ او، صلح خاورمیانه در نهایت انتخاب خود کشورهای منطقه است و قدرت خارجی «میتواند صحنه را بچیند، اما نمیتواند به جای آنها بازی کند». او میافزاید اگر جنگ جای گفتوگو را ببلعد، از هیچ فرستادهای کاری برنمیآید.
این مفسر به حملهٔ ارتش آمریکا به جزیرهٔ قشم در ۳ نوامبر اشاره میکند و مینویسد ارتش ایران پس از آن هشدار داد که هر تجاوز دیگری با «پاسخی قاطعتر و گستردهتر» روبهرو میشود. به نوشتهٔ او، وزارت خارجهٔ چین همان روز تأکید کرد که راه نظامی مشکلی را حل نمیکند و تنها تنش را تشدید میکند. جمعبندی او این است که چین به جای «دوختن جهان» کاری سادهتر انجام میدهد: «حفظ امکان گفتوگو» تا پنجرهٔ مذاکره زیر صدای توپ کاملاً بسته نشود.