جک روش در نشریه دیپلمات: وابستگی به چین، استراتژی کلان ایران را تضعیف میکند؛ پکن هم فشار میآورد، هم تعهد امنیتی نمیدهد
نشریه دیپلمات مینویسد چین که بیش از ۸۰ درصد نفت دریایی ایران را میخرد، هم درباره حوثیها و هرمز به تهران فشار آورده و هم از هر تعهد امنیتی پرهیز کرده؛ وابستگیای که خودمختاری راهبردی ایران را تضعیف میکند.
به گزارش ۲۴، جک روش در نشریه آمریکایی «دیپلمات» در تحلیلی که ۱۲ آبان منتشر کرده، استدلال میکند که جنگ با آمریکا تناقضی رو به رشد در استراتژی کلان جمهوری اسلامی را آشکار کرده است: هدف اصلی ایران همچنان بقای نظام است، اما ابزارهایی که بهطور سنتی به آنها تکیه داشته، یعنی شبکه شرکای منطقهای و تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز، با وابستگی فزاینده به چین پیچیدهتر شده است.
رابطهای بهشدت نامتقارن
به نوشته این تحلیل، چین اکنون بزرگترین شریک تجاری ایران و شریان اقتصادی آن در برابر تحریمهای آمریکاست و در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد صادرات دریایی نفت ایران را خریده است. با این حال، این رابطه بهشدت نامتقارن است، چون نفت ایران در همان سال تنها حدود ۱۳ درصد واردات دریایی نفت چین را تشکیل میداد. پکن همچنین با دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس روابط تجاری گسترده دارد و از هرگونه تعهد امنیتی رسمی به جمهوری اسلامی پرهیز کرده است.
فشار پکن درباره حوثیها و هرمز
دیپلمات مینویسد پس از پیشرویهای حوثیها که صادرات نفت عربستان و تردد دریایی را در معرض اختلال بیشتر قرار داد، چین بنا بر گزارشها از ایران خواست این گروه را مهار کند و نماینده چین در سازمان ملل نیز حمله به زیرساختهای غیرنظامی در جریان درگیری یمن را محکوم کرد. به نوشته این نشریه، هرچند چین ظاهراً تهدید مشخصی متوجه ایران نکرد، این مداخله نشان میدهد پکن حاضر است بر تصمیمگیران ایرانی فشار بیاورد.
درباره تنگه هرمز هم آمده است که مقامهای ایران و چین در سپتامبر (شهریور) درباره بازگشایی تنگه و حفاظت از تردد دریایی گفتوگو کردند و چین بنا بر گزارشها ایران را به توافق با آمریکا ترغیب کرد. به نوشته دیپلمات، صادرات نفت خام و میعانات کشورهای غیرایرانی خلیج فارس در سپتامبر بهطور میانگین به حدود ۹۱ درصد سطح پیش از جنگ بازگشت؛ بازگشتی که نشان داد صادرکنندگان میتوانند با فشار ایران کنار بیایند و ممکن است بهتدریج توان ایران برای استفاده مکرر از هرمز بهعنوان اهرم را کاهش دهد.
از «نگاه به شرق» تا وابستگی
محور اصلی این تحلیل، خودمختاری راهبردی است. نویسنده یادآوری میکند که ایران در دهه ۱۹۶۰ میلادی میکوشید رابطهاش با آمریکا را با ایجاد پیوند با بلوک شرق متوازن کند و جمهوری اسلامی نیز در دهههای اخیر با سیاست «نگاه به شرق» از روابط با روسیه و چین برای یافتن بازارهای جایگزین، فناوری نظامی و دور زدن تحریمها استفاده کرده است؛ با این هدف که به هیچ قدرتی وابسته نشود. اما به نوشته دیپلمات، جنگ و محاصره اقتصادی آمریکا این تنوع را بهتدریج به وابستگی تبدیل کرده است.
این تحلیل میافزاید که نه چین و نه روسیه در این جنگ مانند یک متحد متعارف عمل نکردهاند و نبود گفتوگوی سطح بالا میان سران ایران و چین در خود ایران هم انتقادهایی برانگیخته است. به نوشته دیپلمات، برخی مفسران در رسانههای نزدیک به حکومت ایران هشدار دادهاند که نباید فرض کرد چین در رویارویی طولانی با آمریکا از ایران حمایت میکند و تحلیلگرانی که برای شورای راهبردی روابط خارجی مینویسند نیز خواستار تنوعبخشی به روابط اقتصادی ایران شدهاند.
جمعبندی این تحلیل آن است که چین گزینههای بسیار بیشتری از ایران در این رابطه دارد و حفظ خودمختاری راهبردی بدون از دست دادن حمایت حیاتی پکن، که به تهران کمک کرده در برابر فشار آمریکا دوام بیاورد، برای جمهوری اسلامی دشوار خواهد بود.