از هشدار تا آمادگی؛ اروپا در برابر روسیه و بیاعتمادی به نقش آمریکا وارد چه مرحلهای شده است؟
همزمانی چند هشدار امنیتی با تقویت برنامههای دفاعی و مدیریت بحران در اروپا، این پرسش را ایجاد کرده است که آیا ارزیابی دولتهای اروپایی از خطر روسیه تغییر کرده است.
شواهد موجود از قریبالوقوع بودن یک جنگ مستقیم میان روسیه و ناتو حکایت نمیکنند؛ بااینحال، نشان میدهند که دولتهای اروپایی تهدیدهای محدود، مبهم و موسوم به «زیر آستانه جنگ» را جدیتر از گذشته دنبال میکنند.
اولگا لوتمن، نویسنده و پژوهشگر حوزه روسیه، در خبرنامه «Unmasking Russia» عمدتاً به عملیات نفوذ، شبکههای اطلاعاتی، فساد و روشهای کرملین برای اثرگذاری بر کشورهای غربی میپردازد. او در مقالهای که ۱۹ سپتامبر منتشر کرد، هشدارهای مقامهای لهستان، لیتوانی، فنلاند، لتونی، فرانسه و ناتو را کنار تصمیمهای تازه سوئیس، آلمان و کشورهای بالتیک گذاشت و نتیجه گرفت که اروپا از مرحله هشدار عبور کرده و بهتدریج وارد مرحله آمادگی عملی میشود.
سناریوی لهستان؛ حملهای که «حادثه» معرفی شود
مهمترین هشدار در ۱۷ سپتامبر بود که دونالد توسک، نخستوزیر لهستان، در پارلمان گفت ارزیابیهای اطلاعاتی درباره برنامههای احتمالی روسیه «بسیار منسجم» و قانعکننده شدهاند.
به گفته توسک، یکی از سناریوهای مورد بررسی این است که پهپادها یا موشکهایی وارد خاک لهستان یا دیگر کشورهای عضو ناتو و حامی اوکراین شوند و مسکو آنها را رویدادی تصادفی معرفی کند. او گفت هدف چنین اقدامی میتواند تضعیف انگیزه اعضای ناتو برای دفاع از کشور هدف و ایجاد تردید درباره عملی بودن ماده ۵ پیمان باشد. آسوشیتدپرس گزارش کرده است که هشدارهای توسک در ماههای اخیر، با دریافت اطلاعات از منابع ناتو، اوکراین و آمریکا، مشخصتر شدهاند.
سناریویی که نخستوزیر لهستان توصیف میکند، در منطقه خاکستری میان صلح و جنگ آشکار قرار دارد. ممکن است خسارتی واقعی ایجاد شود، اما درباره منشأ، عمدی بودن یا شدت حمله ابهام باقی بماند. در این حالت، هدف احتمالی ممکن است این باشد که مسکو بخواهد سرعت تصمیمگیری، میزان هماهنگی و اراده سیاسی اعضای ناتو را آزمایش کند.
این موضوع به نحوه اجرای ماده ۵ مربوط میشود. این ماده حمله مسلحانه به یک عضو را حمله به همه اعضا میداند، اما نوع کمک هر کشور را از پیش یکسان تعیین نمیکند. بر اساس توضیح رسمی ناتو، هر عضو اقدامی را انجام میدهد که برای کمک ضروری تشخیص دهد؛ این اقدام میتواند شامل استفاده از نیروی نظامی باشد، اما به معنای ورود خودکار و یکسان همه اعضا به جنگ نیست. همین فرایند سیاسی، در برابر حملات محدود و مبهم اهمیت پیدا میکند.
مقامهای لیتوانی نیز اعلام کردهاند که به اطلاعاتی مشابه ارزیابی لهستان دسترسی دارند و احتمال یک عملیات روسی با پرچم جعلی را با مسئولان ناتو بررسی کردهاند. همزمان، مقامهای لتونی از افزایش خرابکاری، جاسوسی و عملیات نفوذ علیه کشورهای حامی اوکراین سخن گفتهاند.
بااینحال، ادگارس رینکویچ، رئیسجمهوری لتونی، احتمال ادامه و تشدید خرابکاری و عملیات اطلاعاتی را بالا دانسته، اما گفته است در شرایط فعلی تمرکز نیروی لازم برای یک تهاجم کلاسیک گسترده به قلمرو ناتو مشاهده نمیشود. نخستوزیر لتونی نیز تأکید کرده که اطلاعات موجود از حملهای مشخص و قریبالوقوع خبر نمیدهد. این تمایز مهم است: نگرانی اصلی فعلی، بیشتر متوجه اقدامات محدود و انکارپذیر است تا اشغال نظامی گسترده.
کمیته نظامی ناتو نیز در ۱۹ سپتامبر اعلام کرد نقض حریم هوایی، حوادث پهپادی و فعالیتهای هیبریدی روسیه در هفتهها و ماههای گذشته همچنان در حال آزمایش اراده اعضای پیمان است. در متن رسمی نشست، بر تقویت دفاع هوایی و موشکی، توان مقابله با پهپادها، امنیت سایبری و حفاظت از کابلهای زیردریایی و شبکههای انرژی تأکید شده است.
لوتمن همچنین با استناد به گزارشی از یک مقام ناتو مینویسد که شمار عملیات منتسب به روسیه در اروپا، بدون محاسبه حملات سایبری، افزایش یافته است. این آمار به تعریف «حمله» و روش ثبت حوادث وابسته است، اما در تحلیل او نشانهای از افزایش آمادگی مسکو برای پذیرش خطر و انجام عملیات در خاک اروپا به شمار میرود.
فرانسه و حفاظت از زیرساختهای حیاتی
در فرانسه نیز امانوئل مکرون در ۱۸ سپتامبر، پس از جلسهای با رهبران احزاب سیاسی، از تشدید تهدیدهای هیبریدی روسیه سخن گفت. او از دولت خواست طرحی برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی، از جمله مراکز حساس صنایع دفاعی، در برابر حملات پهپادی و سایبری تهیه کند.
به گزارش آسوشیتدپرس، مکرون این اقدامات را بخشی از تلاش روسیه برای ترساندن کشورهای اروپایی و کاهش حمایت آنها از اوکراین توصیف کرد. در اینجا نیز موضوع اصلی، آمادگی برای جنگ زمینی گسترده نیست؛ تمرکز بر تأسیساتی است که میتوانند با پهپاد، حمله سایبری، خرابکاری یا عملیات نفوذ هدف قرار گیرند.
کنار هم گذاشتن هشدارهای لهستان، کشورهای بالتیک، فرانسه و ناتو میتواند حاکی از این باشد که نگرانی اروپا در حال حاضر بیشتر متوجه اقداماتی است که خسارت وارد میکنند، اما پاسخ نظامی یا سیاسی به آنها آسان نیست.
چرا تصمیم سوئیس مورد توجه لوتمن قرار گرفت؟
یکی از تحولاتی که در مقاله لوتمن برجسته شده، تصویب «استراتژی سیاست امنیتی ۲۰۲۶» سوئیس است؛ کشوری که عضو ناتو نیست و بیطرفی نظامی جایگاه مهمی در سیاست خارجی آن دارد.
شورای فدرال سوئیس در ۱۸ سپتامبر این استراتژی را تصویب کرد. سند جدید، جنگ روسیه علیه اوکراین، تهدیدهای هیبریدی و وابستگیهای راهبردی را از چالشهای اصلی معرفی میکند و بر سه محور افزایش تابآوری، بهبود توان حفاظت از مردم و زیرساختها و تقویت قابلیت دفاعی تأکید دارد. این برنامه شامل ۱۰ هدف و ۴۶ اقدام است. دولت سوئیس گفته است اجرای بخشی از این اقدامات از پیش آغاز شده است.
در شرح رسمی راهبرد البته آمده است که حمله مسلحانه مستقیم به سوئیس در آینده قابل پیشبینی بعید است. تهدیدهای محتملتر، عملیات هیبریدی و حملات دوربرد با پهپاد یا موشک ارزیابی شدهاند.
اهمیت این تصمیم سوئیس از نظر لوتمن در اینجاست که حتی کشوری بیطرف و خارج از ناتو نیز محیط امنیتی اروپا را بیثباتتر از گذشته میبیند و برنامهریزی خود را بر همان اساس تغییر میدهد.
از دفاع نظامی تا آمادگی جامعه
بخش دیگری از تحلیل لوتمن به برنامههای مدیریت بحران اختصاص دارد. آلمان در حال بررسی توان نظام سلامت برای رسیدگی به تلفات احتمالی یک درگیری بزرگ است. برآوردی که در برنامهریزی ارتش آلمان استفاده شده، سناریوی ورود روزانه تا هزار مجروح نظامی را در نظر میگیرد. مقامهای نظامی همچنین امکان بازفعالکردن بیمارستان زیرزمینی دوران جنگ سرد در اولم را بررسی میکنند. گزارش بلومبرگ این اقدامات را بخشی از بررسی گستردهتر آمادگی بیمارستانهای نظامی و غیرنظامی آلمان توصیف کرده است.
در منطقه بالتیک نیز برنامهریزی برای تخلیه جمعیت و همکاری فرامرزی گسترش یافته است. لیتوانی مسیرهایی را برای خروج احتمالی ساکنان ویلنیوس، از جمله به سمت لهستان، در نظر گرفته و مقامهای لهستان، لیتوانی و لتونی درباره پذیرش، اسکان و ثبت افراد تخلیهشده گفتوگو کردهاند. دولت لهستان این همکاری را بخشی از طرح منطقهای «آمادگی برای تخلیه گسترده و تابآوری عمومی» معرفی کرده است. اطلاعیه رسمی دولت لهستان نشان میدهد این برنامهها پیش از هشدارهای اخیر در حال تدوین بودهاند و فعالشدن فوری عملیات تخلیه مطرح نیست.
به عبارتی به نظر میرسد دولتها برای سناریوهای کماحتمال اما پرهزینه نیز برنامه تهیه میکنند. بااینحال، اختصاص منابع و هماهنگی عملی نشان میدهد که این سناریوها دیگر صرفاً موضوع بحثهای نظری نیستند.
لوتمن از کنار هم قرار گرفتن این رویدادها به این نتیجه میرسد که مقامهای اروپایی اطلاعات کافی در اختیار دارند که هم در سطح عمومی هشدار دهند و هم آمادگیهای عملی را افزایش دهند. او اظهارات مسکو درباره نداشتن قصد حمله به اروپا را اطمینانبخش نمیداند و یادآوری میکند که کرملین تا پیش از تهاجم تمامعیار فوریه ۲۰۲۲ نیز برنامه حمله به اوکراین را انکار میکرد.
او در پایان، تردید درباره نقش آینده آمریکا در امنیت اروپا را نیز بخشی از نگرانی موجود میداند. او مینویسد که: «باورکردنی نیست که در سال ۲۰۲۶، دولتهای اروپایی برای احتمال وقوع جنگ آماده میشوند، درحالیکه نقش آمریکا بیش از پیش نامطمئن شده است. دولتهای اروپایی به این نتیجه رسیدهاند که آمریکا دیگر مانند یک متحد قابلاعتماد رفتار نمیکند و بسیاری از آنها بیسروصدا در حال بازنگری آینده روابط دو سوی آتلانتیک هستند.»