شییانگ در مشاهدهگر: آیا میاندورهای آمریکا ارتش «پساهگست» میسازد؟ بنگلادش هم خرید ۲۰ جنگندهٔ جی-۱۰سیای را تصویب کرد
شییانگ در مشاهدهگر پیامدهای احتمالی انتخابات میاندورهای آمریکا برای هگست و خریدهای نظامی را تحلیل میکند و به نقل از رسانهای بنگلادشی از تصویب خرید ۲۰ جنگنده جی-۱۰سیای خبر میدهد.
به گزارش ۲۴، شییانگ، تحلیلگر مسائل نظامی و سیاست خارجی، در یادداشت «مرور نظامی هفته» در مشاهدهگر، پیامدهای احتمالی انتخابات میاندورهای آمریکا برای پیت هگست و برنامههای تسلیحاتی این کشور را بررسی کرده و در بخش دوم به گزارش خرید جنگنده جی-۱۰سیای توسط بنگلادش پرداخته است.
آیا انتخابات به ارتش «پساهگست» میانجامد؟
شییانگ در روایت خود از نتایج انتخابات، از شکست جمهوریخواهان و تسلط دموکراتها بر دو مجلس سخن میگوید و معتقد است این وضعیت، ترامپ را در دو سال باقیمانده به رئیسجمهوری «اردک لنگ» بدل میکند. او احتمال استفاده بیشتر ترامپ از وتو و اختیارات اجرایی برای دور زدن موانع قانونگذاری را مطرح میکند، اما استدلالش این است که حتی با چنین اقداماتی، منطق مناسبات سیاسی داخلی تغییر کرده و کنگره میتواند ساختار تصمیمگیری و بودجه دفاعی را تحت فشار قرار دهد.
نویسنده جنگ آمریکا علیه ایران و پیامدهای آن برای انرژی جهانی را از عوامل اثرگذار بر انتخابات میداند. به ارزیابی او، هگست با نمایش رسانهای چهره خود و نقشی فراتر از اداره بودجه و ساختار نیروها، به یکی از مشاوران اصلی نظامی تصمیمگیران تبدیل شده بود؛ اما نتیجه نامطلوب عملیات، به روایت شییانگ، جایگاه او را آسیبپذیر کرده است. او از درخواست شماری از چهرههای دموکرات برای استیضاح هگست و مطرح شدن برکناری او در میان جمهوریخواهان بهعنوان راهی برای پاسخگویی به ناکامیها سخن میگوید. در تحلیل نویسنده، نارضایتیها به جنگ محدود نیست و سیاستهای هگست در حوزه تنوع و برابری، بودجه و برنامههای تسلیحاتی نیز مخالفانی ساخته است.
چرا نویسنده انتظار کاهش فوری حضور در خاورمیانه ندارد؟
شییانگ مینویسد با پایان انتخابات، بحث گزینههای بسیار تهاجمیتر علیه ایران، از جمله حملات گسترده به رهبران یا کاربرد سلاح هستهای تاکتیکی، در روایت او فروکش کرده است؛ با این حال، تمایل دو حزب به پایان مخاصمه لزوماً راه خروج آسانی ایجاد نمیکند. او شروط ایران را بلندپروازانه توصیف میکند و احتمال ادامه فشار نظامی برای واداشتن تهران به پذیرش شرایط آتشبس را مطرح میسازد. این، سناریوی تحلیلی نویسنده است، نه خبر تأییدشده درباره تصمیم واشنگتن.
در همین چارچوب، او ادامه چرخش نیروهای آمریکایی به خاورمیانه را توضیح میدهد و مینویسد گروه رزمی ناو روزولت پس از رزمایش «شمشیر تیز ۲۷» با ژاپن، از دریای جنوبی چین به حوالی تنگه مالاکا رسیده و ممکن است بهسوی خاورمیانه برود؛ به گمان او، برای جایگزینی ناو واشنگتن که پیشتر به غرب اعزام شده بود. نویسنده بازگشت واشنگتن به چرخه معمول نگهداری و استقرار در ژاپن را برای برنامه سال ۲۰۲۷ مهم میداند. او همچنین به نقل از جان پریمن، ارشدترین درجهدار نیروی دریایی، مینویسد به ملوانان همراه گروههای ناو گفته شده انتظار استقرارهای ۱۰ تا ۱۱ ماهه داشته باشند و بازگشت به دورههای حدود هفتماهه ممکن است چند سال زمان ببرد.
نبرد بودجه بر سر ناو جنگی و جنگندههای آینده
شییانگ پروژه ناو جنگی کلاس ترامپ را نمونهای از طرحهایی میداند که ممکن است با مخالفت کنگره روبهرو شوند. به روایت او، ابتکار از جان فیلان، وزیر پیشین نیروی دریایی، برخاست، اما با وجود کنار رفتن فیلان، علاقه ترامپ و حمایت هگست آن را زنده نگه داشت. نویسنده احتمال میدهد دموکراتهایی که بر کمیتههای بودجه و امور نظامی مسلط میشوند، هم به دلایل فنی و هم سیاسی با آن مقابله کنند. او رفتوبرگشت میان برنامه ناوشکن DDG(X) و ناو جنگی BBG(X) را عامل اتلاف وقت و منابع میداند؛ بهویژه در شرایطی که، به ارزیابی او، ناوگان آمریکا با فرسودگی و کاهش تعداد شناورها روبهروست.
او رقابت منابع میان جنگنده ناونشین آینده F/A-XX و جنگنده F-47 را نیز سیاسی میبیند. به نوشته او، برنامه نیروی دریایی زودتر آغاز شده و هدف روشنتری داشته، اما پس از معرفی F-47 در کاخ سفید و تعیین هدف پرواز نخست پیش از پایان دوره ترامپ، هگست مانع تأمین بودجه کافی F/A-XX شده است. نویسنده توضیح رسمیِ نگرانی از توان پیشبرد همزمان دو جنگنده نسل ششم را قانعکننده نمیداند و این رفتار را به حمایت از اعتبار سیاسی ترامپ پیوند میزند؛ او احتمال تحقیق دموکراتها درباره این تصمیمها را نیز مطرح میکند.
هواپیمای آموزشی و مسئله قرارداد قیمتثابت
در بخش دیگری، شییانگ خروج سیرا نوادا از رقابت هواپیمای آموزشی آینده نیروی دریایی، موسوم به UTJS، را بررسی میکند. به نوشته او، با کنار رفتن طرح «فریدم»، پیشنهاد بیچ M-346N تیم تکسترون و لئوناردو تنها گزینه باقیمانده شده و از این رو به پیروزی نزدیک است؛ این تعبیر به معنای اعلام رسمی برنده قرارداد نیست. او مینویسد برای جایگزینی T-45C، نیروی دریایی الزام فرود با کابل بازدارنده روی ناو یا در پایگاه آموزشی را کنار گذاشته و شبیهسازی فرود را کافی دانسته است؛ تصمیمی که باید دشواری فنی و هزینه تبدیل هواپیماهای زمینی را کاهش دهد.
به روایت نویسنده، سیرا نوادا قرارداد قیمتثابت را از دلایل اصلی خروج خود اعلام کرده است. در توضیح او، چنین قراردادی مبلغ کل را بر پایه طرح و برآورد اولیه تثبیت میکند و جز در مواردی مانند تغییر خواسته خریدار، امکان افزایش آن را محدود میسازد. این سازوکار از بودجه خریدار در برابر افزایش پیدرپی هزینه محافظت میکند، اما چون قرارداد معمولاً پیش از نهایی شدن طراحی بسته میشود، باید حاشیهای برای اصلاحات و سود پیمانکار باقی بگذارد. به باور شییانگ، تورم، افزایش هزینه تولید و خطر تغییرات گسترده در یک طرح کاملاً تازه، این حاشیه را تهدید و خروج شرکت را قابل توضیح میکند.
شی یانگ مینویسد قراردادهای قیمتثابت، در شرایط تورم و افزایش هزینهٔ تولید، خطر زیان را برای پیمانکاران بالا میبرند. او خروج شرکت سیرا نوادا از رقابت هواپیمای آموزشی نیروی دریایی را در همین چارچوب تحلیل میکند و به تجربهٔ گرومن در توسعهٔ اف۱۴ اشاره دارد؛ شرکتی که به نوشتهٔ او، سفارش و پیشپرداخت ایران به عبورش از بحران مالی کمک کرد.
بنگلادش؛ خریدار بعدی جی-۱۰سیای؟
در صفحه دوم یادداشت، شییانگ به نقل از رسانه بنگلادشی «آگامیر سوموی» مینویسد دولت بنگلادش خرید ۲۰ فروند جی-۱۰سیای را با ارزش کل ۲.۱۳ میلیارد دلار تصویب کرده است. طبق همین روایت، محدودیت مالی ممکن است خرید را به توافق دولتبادولت و پرداخت اقساطی وابسته کند: ۳۹۱.۹ میلیون دلار در ابتدا و تسویه باقیمانده طی هشت سال. این خبر در گزارش حاضر از مسیر یادداشت مشاهدهگر نقل میشود، نه بر مبنای بررسی مستقل سند قرارداد یا اعلام دولت بنگلادش.
نویسنده نیازهای دفاعی بنگلادش را در نسبت با هند توضیح میدهد: به باور او، اختلافات سرزمینی دو کشور به شدت اختلاف هند و پاکستان نیست، اما مسائل مرزی و تقسیم آب رودهایی مانند تیستا همچنان زمینه اختلافاند و داکا همزمان به کمک بیرونی و توازن میان تأمینکنندگان توجه دارد. او ساختار موجود نیروی هوایی بنگلادش را متشکل از ۳۲ فروند گونههای جی-۷ و آموزشی رزمی آن و هشت میگ-۲۹ توصیف میکند که در سه اسکادران رزمی و یک اسکادران آموزشی رزمی، دفاع هوایی پایه را بر عهده دارند. در تحلیل او، جی-۷ برای دوره تأمین کمهزینه مناسب بوده، اما افزایش سن ناوگان و محدودیت خرید هواپیمای نو، نیاز به جایگزینی را تقویت کرده است.
ارزیابی نویسنده از موازنه هوایی جنوب آسیا
شییانگ فرسودگی میگ-۲۹ها، محدودیت ارتقای آنها و پایان امکان تأمین گسترده جی-۷ نو را از دلایل انتخاب جنگنده تازه میداند. او پیکربندی تکموتوره و تکسرنشین جی-۱۰سیای را متناسب با نیاز بنگلادش ارزیابی میکند و به آنچه دستاورد این جنگنده در نبرد هوایی ۷ مه ۲۰۲۵ میخواند، برای توضیح اعتماد خریداران اشاره دارد. برداشت او این است که این انتخاب، حتی اگر الزاماً ارزانترین نباشد، میتواند توان رزمی و اعتمادبهنفس نیروی هوایی بنگلادش را افزایش دهد؛ این داوری درباره عملکرد رزمی، ارزیابی نویسنده است.
او با اشاره به استقرار اسکادران ۱۰۱ رافال هند در بنگال غربی، ورود احتمالی جی-۱۰سیای به بنگلادش را برای دهلی نو نامطلوب توصیف میکند و مدعی است این هواپیما میتواند موازنه فنی و روحیه طرفین را به نفع داکا تغییر دهد. نویسنده همچنین صنعت هوایی بومی هند را برای تضمین برتری کیفی و تعداد کافی هواپیما ناکافی میداند. جمعبندی مشروط او این است که اگر خرید جنگنده با رادارهای زمینی پیشرفتهای که پیشتر دربارهشان شایعه شده بود همراه شود، سامانه دفاع هوایی بنگلادش تقویت خواهد شد؛ نه اینکه تحویل جنگنده یا خرید آن رادارها در این گزارش احراز شده باشد.