پژوهشگر تسینگهوا: کشورهای خلیج فارس خودمختاری راهبردی میخواهند، نه داوری چین و آمریکا
ون جینگ، پژوهشگر مرکز مطالعات امنیت و راهبرد دانشگاه تسینگهوا، پس از حضور در دو نشست امنیتی در امارات مینویسد جنگ ایران کشورهای خلیج فارس را به بازنگری در جایگاه امنیتیشان واداشته است. به گفتهٔ او، این کشورها از چین و آمریکا میخواهند رقابتشان را مهار کنند، نه اینکه دربارهٔ آیندهٔ نظم منطقه تصمیم بگیرند.
به گزارش ۲۴، ون جینگ، پژوهشگر پسادکتری و دستیار پژوهشی مرکز مطالعات امنیت و راهبرد دانشگاه تسینگهوا و مدیر ارتباطات رسانهای «چاینا فروم»، در تحلیلی که ۴ نوامبر (۱۳ آبان) در وبسایت این مرکز منتشر شد، مینویسد کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس در حال تقویت خودمختاری راهبردی و تابآوری اقتصادی خود هستند و از چین و آمریکا انتظار دارند به ثبات نظم منطقه کمک کنند، اما «تعیینکنندهٔ» آن نباشند. او این برداشت را از حضور در دو نشست امنیتی منطقهای در امارات در سپتامبر و اکتبر، یعنی «هیلی فروم» و کنفرانس سالانهٔ «ترندز»، به دست آورده است.
دو پیام دیدارهای سران چین و آمریکا برای خلیج فارس
به نوشتهٔ ون جینگ، تداوم درگیری آمریکا، اسرائیل و ایران کشورهای خلیج فارس، به نمایندگی امارات، را به بازنگری در جایگاه امنیتی و روابطشان با قدرتهای بزرگ واداشته است. دو دیدار سران چین و آمریکا در ماه مه در پکن و در سپتامبر در واشنگتن، دو پیام اصلی برای این کشورها داشت. نخست، پیشبینیپذیری رابطهٔ راهبردی دو کشور: ارزش این دیدارها نه در از میان بردن یکبارهٔ همهٔ اختلافها، بلکه در تعیین چشمانداز و چارچوب سیاسی تعامل از راه گفتوگوی سطح بالا بود. او از قول دبیر بخش سیاست خارجی «نشنال»، بزرگترین روزنامهٔ انگلیسیزبان امارات، مینویسد سیاست آمریکا در خاورمیانه پرنوسان و سیاست چین در منطقه اساساً باثبات است. به گفتهٔ او، نگرانی اصلی کشورهای خلیج فارس این است که رقابت راهبردی چین و آمریکا از کنترل خارج شود، چون در آن صورت این منطقه نخستین آسیب را میبیند.
پیام دوم، آمادگی دو قدرت برای گفتوگو دربارهٔ مسائل منطقهای و مدیریت بحران است. به نوشتهٔ این پژوهشگر، پس از دیدار سپتامبر در واشنگتن، دو کشور در خروجی دیدار دو اجماع مشخص دربارهٔ امنیت خاورمیانه اعلام کردند که بر خطر اشاعهٔ هستهای و تردد در آبراههای بینالمللی متمرکز است؛ موضوعاتی که مستقیماً به امنیت خلیج فارس و حملونقل جهانی انرژی مربوط است. کشورهای منطقه همچنین امیدوارند رقابت دو قدرت، تبادل علمی و همکاری تجاری عادی را قطع نکند.
از «آیا چتر آمریکا قابل اتکاست؟» تا «نقش خود ما چیست؟»
ون جینگ به سرریز ناآرامی اشاره میکند: اوایل اکتبر حوثیهای یمن دو بار به فرودگاه بینالمللی ریاض حمله کردند. در همین فضا امارات دو مجمع بینالمللی برگزار کرد و به نوشتهٔ او، شعار «Proud of UAE» در خیابانهای ابوظبی نشان تلاش این کشور برای خنثی کردن انتظارات منفی، القای ثبات و حفظ جایگاهش بهعنوان مرکز مالی و تجاری جهانی است.
به گفتهٔ او، پرسش محوری در مباحث امنیتی خلیج فارس از «قابلاتکا بودن تضمین امنیتی به رهبری آمریکا» به «شیوه و حدود مشارکت خود کشورهای منطقه» تغییر کرده است. ماجد الانصاری، مشاور نخستوزیر و سخنگوی وزارت خارجهٔ قطر، در هیلی فروم گفته کشورهای خلیج فارس باید هستهٔ اصلی تدوین ترتیبات امنیتی و برنامهریزی بلندمدت منطقه باشند. ون جینگ میافزاید هماهنگی بحران میان چین و آمریکا جای نقش کشورهای منطقه را نمیگیرد و بدون مشارکت آنها نظم امنیتی مشروع و پایداری شکل نمیگیرد.
امارات؛ قدرت میانی با شراکتهای چندگانه
این پژوهشگر از کارل بیلت، رئیس مشترک شورای روابط خارجی اروپا و نخستوزیر پیشین سوئد، نقل میکند که امارات را قدرتی میانی میداند که «از مشروعیت بینالمللی و قواعد مشترک حمایت میکند و به اردوگاه هیچ قدرت بزرگی وابسته نیست» و از «شراکت موضوعمحور» دفاع میکند. به نوشتهٔ ون جینگ، امارات در اشتراک اطلاعات و پدافند هوایی بهشدت به آمریکا وابسته است، اما همزمان تعامل سطح بالا با چین را حفظ کرده است. دانشگاه هوش مصنوعی محمد بن زاید نیز در حالی که شمار زیادی از استعدادها و فناوریهای برتر آمریکایی را جذب میکند، با دانشگاههای تسینگهوا و پکن همکاری عمیق دارد.
درس بحران هرمز: وابستگی به یک گلوگاه
به باور او، بحران تنگه هرمز نشان داد آسیبپذیری اقتصاد خلیج فارس نه فقط از شوک جنگ، بلکه از وابستگی شدید انرژی، تجارت و لجستیک به یک گلوگاه واحد ناشی میشود. در دورهٔ اختلال هرمز، امارات، عربستان و عمان با گشودن بنادر و بسیج ظرفیت حمل زمینی به ترانزیت کالا برای بحرین، قطر و کویت کمک کردند و شورای همکاری خلیج فارس این منابع پراکنده را به تابآوری اقتصادی منطقهای تبدیل کرد.
جمعبندی ون جینگ این است که انتظار واقعی کشورهای خلیج فارس این نیست که چین و آمریکا آیندهٔ نظم منطقه را تعیین کنند، بلکه این است که رقابتشان را مدیریت کنند تا کشورهای منطقه بتوانند امنیت، توسعه و گزینههای دیپلماتیک خود را پیش ببرند. به نوشتهٔ او، تعامل چین و آمریکا در خاورمیانه از این پس با گروهی از کشورهای خلیج فارس روبهرو خواهد بود که مطالبات مستقل دارند و «دیگر منفعلانه اردوگاه انتخاب نمیکنند».