دینگ لونگ: میانجیگری چین همهٔ گرهها را یکباره باز نمیکند؛ هدف، بازکردن کانالها در لحظهٔ خطر تشدید است
دینگ لونگ، استاد مؤسسهٔ مطالعات خاورمیانهٔ دانشگاه مطالعات بینالمللی شانگهای، در گلوبال تایمز نوشته است که میانجیگری فشردهٔ چین قرار نیست همهٔ تضادهای ریشهدار منطقه را یکباره حل کند یا برای صلح جدول زمانی غیرواقعبینانه بگذارد. به نوشتهٔ او، وضعیت امروز «بسیار پیچیدهتر» از دو سال پیش است و ارزش تلاش پکن در بازگشایی کانالهای ارتباطی در حساسترین لحظههای تشدید تنش است.
به گزارش ۲۴، دینگ لونگ، استاد مؤسسهٔ مطالعات خاورمیانهٔ دانشگاه مطالعات بینالمللی شانگهای، در یادداشتی که ۴ نوامبر در روزنامهٔ چینی گلوبال تایمز منتشر شد، مینویسد میانجیگری فشردهٔ کنونی چین در خاورمیانه قرار نیست همهٔ تضادهای ریشهدار را یکباره حل کند. به نوشتهٔ او، ارزش این تلاش در بازگشایی کانالهای ارتباطی در حساسترین لحظههای تشدید تنش است؛ لحظههایی که خطر محاسبهٔ اشتباه در آنها از همیشه بیشتر است.
چین این ماه چند فرستاده و نمایندهٔ ویژه را برای سفرهای رفتوبرگشتی به منطقه میفرستد: فرستادهٔ ویژهٔ دولت چین در امور خاورمیانه به ایران، عمان و عربستان سعودی میرود، نمایندهٔ ویژهٔ دولت در امور آفریقا به اتیوپی، جیبوتی و مصر، و فرستادهٔ ویژهٔ وزارت خارجه در امور شاخ آفریقا به اریتره. دینگ لونگ این اقدام را «نمونهٔ عملی دیگری» از اجرای «ابتکار امنیت جهانی» و مشارکت چین در حکمرانی امنیتی منطقه میداند.
وضعیتی پیچیدهتر از دو سال پیش
نویسنده یادآوری میکند که آشتی عربستان و ایران در سال ۲۰۲۳ با میزبانی چین در پکن به دست آمد و این میراث هنوز به کاهش و مهار درگیریها در خاورمیانه کمک میکند. اما به تأکید او، وضعیت کنونی «بسیار پیچیدهتر» از دو سال پیش است. پیامدهای درگیری از اختلافات محلی به مسائل امنیتی غیرسنتی سرریز کرده، کانونهای بحران بیش از پیش درهم تنیده شدهاند و نگرانیهای امنیتی همهٔ طرفها حساستر و متنوعتر شده است.
از همین رو، به نوشتهٔ دینگ لونگ، میانجیگری این بار چین جدول زمانی غیرواقعبینانهای برای صلح تعیین نمیکند. اولویت آن کاهش تنش و فراهم کردن پنجرهای برای مذاکره و فرصتی برای صلح است.
منطقه در «نقطهٔ شکننده»
این استاد دانشگاه میگوید خاورمیانه و شاخ آفریقا به نقطهٔ شکنندهای رسیدهاند که چند بحران در آن همپوشانی دارند. تقابل امنیتی در منطقهٔ خلیج فارس هنوز فروکش نکرده و احتمال دور تازهای از تشدید گسترده وجود دارد. ناآرامی در تنگهٔ هرمز و مسیرهای کشتیرانی دریای سرخ همچنان زنجیرههای تأمین جهانی را متأثر میکند. در شاخ آفریقا، تضادهای داخلی و اختلافات فرامرزی برخی کشورها درهم تنیده است. بحران انسانی غزه نیز هنوز اساساً کاهش نیافته و مسئلهٔ فلسطین بارها به حاشیه رانده شده است.
چرا میانجیگری چین پذیرفته میشود
به استدلال دینگ لونگ، چین در خاورمیانه و شاخ آفریقا «منافع خودخواهانهٔ ژئوپلیتیکی» ندارد. پکن به دنبال حوزهٔ نفوذ نیست، وارد رویارویی بلوکی نمیشود و ارادهاش را به کشورهای منطقه تحمیل نمیکند. او مینویسد چین با کشورهای عربی خلیج فارس مانند عربستان و عمان همکاری دوستانهٔ بلندمدت، با ایران «ارتباط عادی» و با همهٔ کشورهای شاخ آفریقا مشارکت مبتنی بر احترام متقابل دارد. به گفتهٔ او، همین موضع بیطرفانه پایهٔ اعتماد به دیپلماسی میانجیگری چین است.
پکن، «مرکز میانجیگری»؟
نویسنده خاطرنشان میکند که چین همزمان با این میانجیگری، میزبان سران و مقامهای ارشد امنیتی عمان، عربستان و ایران است. به نوشتهٔ او، نگاه جهان به چین دوخته شده و انتظار میرود پکن به «مرکز میانجیگری» و «کانون آشتی» تبدیل شود. دینگ لونگ در پایان مینویسد چین این اعتماد و انتظار را جدی خواهد گرفت و برای صلح و ثبات در خاورمیانه و آفریقا تلاش خواهد کرد.