کدخبر: ۶۲۳۸۶
کن کلیپنستاین:

«انگشت ترامپ به دکمه هسته‌ای (برای ترساندن رقبا) نزدیک‌تر می‌شود، و کنگره هیچ اهمیتی نمی‌دهد»

پنتاگون در حال گسترش گزینه‌های هسته‌ای در اختیار رئیس‌جمهور آمریکاست؛ از حملات محدود و کلاهک‌های کم‌قدرت‌تر تا سلاحی دریاپرتاب که استفاده از آن به همکاری متحدان واشنگتن نیاز ندارد.

«انگشت ترامپ به دکمه هسته‌ای (برای ترساندن رقبا) نزدیک‌تر می‌شود، و کنگره هیچ اهمیتی نمی‌دهد»

کن کلیپنستاین، روزنامه‌نگار آمریکایی، در گزارشی تازه به نقل از البریج کلبی، معاون وزیر جنگ آمریکا در امور سیاست‌گذاری، نوشته است:

«وزارت جنگ در حال افزایش گزینه‌های [هسته‌ای] در دسترس رئیس‌جمهور است تا بتواند از وقوع یک وضعیت اضطراری هسته‌ای جلوگیری کند یا به‌طور مؤثر به آن پاسخ دهد.»

این اظهارات در جریان یک جلسه غیرعلنی کمیته نیروهای مسلح سنا مطرح شده است. صفحه رسمی کمیته نشان می‌دهد جلسه روز ۱۷ سپتامبر با موضوع اجرای راهبرد دفاع ملی و تأثیر آن بر آرایش نیروهای آمریکا در جهان برگزار شده و کلبی تنها شاهد آن بوده است. جلسه در بخش امنیتی مرکز بازدیدکنندگان کنگره برگزار شد و هیچ پخش ویدئویی یا متن عمومی از محتوای آن وجود ندارد. 

کلیپنستاین می‌نویسد اعضای سنا در جریان این تغییر قرار گرفته‌اند، اما کنگره و رسانه‌های اصلی آمریکا درباره آن سکوت کرده‌اند. او گزارش خود را با این کنایه آغاز می‌کند:

«اگر عضو حلقه کاهنان هسته‌ای نباشید، احتمالا این نخستین بار است که چنین خبری می‌شنوید. سنا از موضوع خبر دارد، چون اوایل همین ماه در یک جلسه غیرعلنی در جریان آن قرار گرفته است. اما نه کنگره و نه رسانه‌ها حتی یک کلمه درباره افشاگری‌ای که نقل کردم نگفته‌اند.»

کلبی عالی‌رتبه‌ترین مقام سیاست‌گذاری پنتاگون و مشاور اصلی وزیر جنگ آمریکا در زمینه سیاست خارجی و دفاعی است. او بر تدوین و اجرای راهبرد دفاع ملی و شماری از بررسی‌های مربوط به آرایش، برنامه‌ریزی و مدیریت نیروهای مسلح نظارت دارد.

کلبی در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸ معاون دستیار وزیر دفاع در امور راهبرد و توسعه نیرو بود. بر اساس زندگی‌نامه رسمی او، کلبی هدایت تدوین و معرفی راهبرد دفاع ملی سال ۲۰۱۸ را برعهده داشت؛ سندی که تمرکز پنتاگون را از جنگ علیه گروه‌های مسلح به رقابت نظامی با چین و روسیه منتقل کرد. 

او همچنین نویسنده کتاب «راهبرد انکار: دفاع آمریکا در عصر درگیری قدرت‌های بزرگ» است. محور اصلی دیدگاه او این است که آمریکا باید بتواند چین یا روسیه را از تصرف سرزمین متحدانش بازدارد، اما نباید برای دفاع از منافعی که برای بقای آمریکا حیاتی نیستند، مستقیما وارد جنگی شود که به نابودی دو طرف بینجامد.

اندیشه افزودن گزینه‌های هسته‌ای محدود نیز سال‌هاست در نوشته‌های او دیده می‌شود. کلبی در سال ۲۰۱۱، پس از دوره‌ای فعالیت در پنتاگون و مشارکت در امور مربوط به پیمان «استارت جدید» دولت باراک اوباما، نوشت آمریکا باید حتی پس از تحمل یک حمله نخست، توان نابودی کشور مهاجم را حفظ کند:

«ایالات متحده باید توانایی تضمین‌شده خود را برای اجرای حمله‌ای ویرانگر و عملا نابودکننده علیه هر دشمنی حفظ کند؛ حتی پس از آن‌که آن دشمن کوشیده باشد با حمله نخست خود، ایالات متحده را خلع سلاح کند. نیروهایی که برای حمله تلافی‌جویانه نگه داشته می‌شوند باید بتوانند کشور مهاجم را به‌عنوان یک جامعه فعال نابود کنند.»

کلبی در همان نوشته سال ۲۰۱۱، در کنار توان اجرای چنین حمله ویرانگری، از ایجاد گزینه‌های «محدود و تفکیک‌شده» نیز دفاع کرده بود. به اعتقاد او، دولت آمریکا نباید در هنگام بحران تنها میان بی‌عملی و جنگ هسته‌ای تمام‌عیار حق انتخاب داشته باشد.

در منطق بازدارندگی هسته‌ای، این مسئله به «اعتبار تهدید» مربوط می‌شود. اگر روسیه یا چین باور داشته باشند که آمریکا برای دفاع از یک متحد حاضر نیست خطر نابودی شهرهای خود را بپذیرد، ممکن است تهدید واشنگتن به تلافی هسته‌ای را جدی نگیرند. گزینه محدودتر قرار است راهی میان عقب‌نشینی و آخرالزمان باز کند: حمله‌ای که به اندازه کافی سنگین باشد تا دشمن را متوقف کند، اما—دست‌کم در نظریه—به تبادل گسترده کلاهک‌های هسته‌ای منجر نشود.

کلیپنستاین این منطق را چنین خلاصه می‌کند:

«این طرز فکر قرار است یک گزینه میانه و به سبک گلدی‌لاکس در اختیار رئیس‌جمهور بگذارد؛ چیزی میان آش بیش از حد سردِ هیچ کاری نکردن و آش بیش از حد داغِ—خب—آخرالزمان.»

بخشی از برنامه پنتاگون در ماه آوریل علنی شده بود. رابرت کدلیک، دستیار وزیر جنگ در امور بازدارندگی هسته‌ای، شیمیایی و بیولوژیک، به کنگره گفت آمریکا با چالشی بی‌سابقه روبه‌روست: بازداشتن هم‌زمان روسیه و چین، در کنار کره شمالی و مجموعه‌ای از تهدیدهای هسته‌ای منطقه‌ای.

کدلیک در شهادت کتبی خود گفت پنتاگون روی «گزینه‌های هسته‌ای صحنه نبرد» کار می‌کند؛ اصطلاحی برای سلاح‌هایی که ممکن است در یک جنگ منطقه‌ای به کار روند، نه لزوما برای نابودی کامل کشور مقابل. او نوشت:

«شورای تسلیحات هسته‌ای متعهد است بر استقرار نیروهای هسته‌ای انعطاف‌پذیری نظارت کند که بازدارندگی منطقه‌ای را تقویت می‌کنند. همان‌طور که وزیر هگست گفته است: ما گزینه‌های بیشتری برای پشتیبانی از بازدارندگی و مدیریت تشدید تنش ایجاد خواهیم کرد. بر همین اساس، شورا بر توسعه گزینه‌های هسته‌ای بیشتر در سطح منطقه‌ای تمرکز کرده است.»

یکی از مهم‌ترین این برنامه‌ها، موشک کروز هسته‌ای دریاپرتاب یا SLCM-N است. این موشک می‌تواند از زیردریایی یا شناورهای نیروی دریایی شلیک شود و به آمریکا امکان می‌دهد بدون استقرار بمب هسته‌ای در خاک یک کشور متحد، در نزدیکی منطقه بحران حضور هسته‌ای داشته باشد.

کدلیک درباره این سلاح گفت:

«ما برنامه موشک کروز هسته‌ای دریاپرتاب را برای تقویت گزینه‌های بازدارندگی منطقه‌ای دنبال می‌کنیم و در اوایل دهه ۲۰۳۰ به توانایی عملیاتی اولیه و محدود آن دست خواهیم یافت. این موشک توانایی‌های موجود ما را تکمیل می‌کند و بدون وابستگی به کشورهای متحد میزبان، حضوری هسته‌ای، منطقه‌ای، پایدار و بقاپذیر در اختیار رئیس‌جمهور قرار می‌دهد.»

موشک‌های کروز هسته‌ای تاماهاوک در دولت جورج اچ. دبلیو. بوش از کشتی‌ها و زیردریایی‌های آمریکا خارج شدند. دولت اوباما در سال ۲۰۱۰ بازنشستگی کامل آن‌ها را توصیه کرد و نیروی دریایی این روند را در سال ۲۰۱۳ به پایان رساند. دولت نخست ترامپ در سال ۲۰۱۸ ساخت نسل تازه‌ای از این سلاح را پیشنهاد کرد.

دولت جو بایدن خواهان لغو برنامه جدید بود و نیروی دریایی در بودجه سال مالی ۲۰۲۳ اعلام کرد این موشک بیش از حد پرهزینه است و زمانی وارد خدمت خواهد شد که دیگر پاسخ‌گوی نیاز فوری نیست. کنگره، با وجود مخالفت دولت وقت، بودجه برنامه را حفظ کرد. 

پنتاگون علاوه بر این موشک، قصد دارد جنگنده اف‌ـ۳۵ای با قابلیت حمل بمب هسته‌ای B61-12 را در خدمت نگه دارد، کلاهک کم‌قدرت W76-2 را حفظ کند و بمب جدید B61-13 را برای حمله به اهداف نظامی بزرگ یا مستحکم توسعه دهد. 

کلیپنستاین مسیر پیش روی پنتاگون را چنین توصیف می‌کند:

«بمب‌های هسته‌ای با قدرت انفجاری کمتر و انعطاف‌پذیرتر، قابل‌حمل با بمب‌افکن‌ها و هواپیماها، و موشک‌های هوا‌به‌سطح هسته‌ای؛ برای آن‌که دونالد ترامپ در اروپا و شبه‌جزیره کره گزینه‌های بیشتری داشته باشد.

یک سلاح هسته‌ای دریاپرتاب، تا آمریکا بتواند بدون درخواست اجازه یا کمک از متحدانش به استفاده از سلاح هسته‌ای متوسل شود.

و “گزینه‌های هسته‌ای معتبر و عقلانی”؛ انگار که “عقلانی” و “هسته‌ای” اصلا به یک جمله تعلق داشته باشند. این گزینه‌ها شامل حملات محدودی می‌شوند که یک رئیس‌جمهور بتواند واقعا مجوز اجرای آن‌ها را صادر کند.»

جنگ بر سر منافعی که «وجودی» نیستند

کلبی در ماه مه، در سخنرانی برای افسران ارشد کالج ملی جنگ، گفت آمریکا بار دیگر با رقابت قدرت‌های بزرگ «زیر سایه هسته‌ای» روبه‌رو شده است.

او مسئله اصلی را دفاع از منافعی دانست که ممکن است بسیار مهم باشند، اما برای بقای خود آمریکا حیاتی نیستند:

«ما بار دیگر خود را درگیر رقابت قدرت‌های بزرگ زیر سایه هسته‌ای می‌بینیم. چالش تعیین‌کننده دوران ما این است که چگونه از منافع مهم—حتی منافعی که بالقوه بسیار مهم‌اند—اما با این حال وجودی نیستند، در برابر قدرت‌های بزرگ مجهز به سلاح هسته‌ای دفاع کنیم.»

این منافع می‌تواند شامل دفاع از خاک یک متحد در اروپا یا آسیا باشد. پرسش این است که اگر روسیه یا چین به یک متحد آمریکا حمله کنند، واشنگتن چگونه می‌تواند مانع شکست آن متحد شود، بدون آن‌که خود آمریکا را در معرض نابودی هسته‌ای قرار دهد.

کلبی می‌گوید پاسخ، ترکیبی از نیروی متعارف، بازدارندگی هسته‌ای و توانایی «مدیریت تشدید تنش» است. او در همان سخنرانی هشدار داد که محدودبودن هدف سیاسی یک جنگ همیشه به معنای محدود نگه‌داشتن نیروی نظامی نیست:

«می‌خواهم تأکید کنم که محوریت هدف سیاسی صرفا به معنای مهار نیروی نظامی نیست. برعکس، در بعضی شرایط ممکن است مستلزم تهاجمی‌بودن و پذیرش خطرهای بزرگ باشد.»

«گزینه‌های هسته‌ای معتبر و عقلانی»

کلبی در پنجم اوت، در نشست بازدارندگی فرماندهی راهبردی آمریکا، آشکارا از لزوم ارائه گزینه‌هایی سخن گفت که رئیس‌جمهور واقعا بتواند دستور اجرای آن‌ها را صادر کند. او تأکید کرد که هدف دولت، بالابردن احتمال استفاده از بمب اتم نیست، بلکه می‌خواهد تهدید آمریکا برای دشمنان باورپذیر باشد:

«ما نمی‌خواهیم کسی را در موقعیتی قرار دهیم که مجبور به استفاده از این سلاح‌ها شود. اما می‌خواهیم بتوانیم گزینه‌های هسته‌ای معتبر و عقلانی در اختیار رئیس‌جمهور و وزیر قرار دهیم؛ گزینه‌هایی که در کنار یک راهبرد یکپارچه متعارف و بخش مربوط به کنترل تسلیحات یا ثبات، برای جلوگیری از جنگ طراحی شده باشند. هدف، پیشگیری از جنگ است.»

او در بخش دیگری از سخنانش گفت:

«باید مطمئن شویم گزینه‌ای در اختیار رئیس‌جمهور می‌گذاریم که از نظر هزینه و فایده عقلانی باشد و به سود مردم آمریکا تمام شود. به همین دلیل، در بررسی راهبرد هسته‌ای تلاش می‌کنیم این گزینه‌ها را گسترش دهیم و گزینه‌های ضدنیرویی، از جمله گزینه‌های راهبردی ضدنیرویی، در اختیار رئیس‌جمهور بگذاریم.»

«ضدنیرو» در ادبیات هسته‌ای به حمله علیه تأسیسات نظامی، موشک‌ها، پایگاه‌ها و مراکز فرماندهی دشمن اشاره دارد؛ در مقابل حمله‌ای که مستقیما جمعیت و شهرها را هدف می‌گیرد. با این حال، بسیاری از این تأسیسات در مناطق مسکونی یا اطراف آن‌ها قرار دارند و حتی یک حمله ضدنیرویی محدود نیز می‌تواند تلفات گسترده و واکنش متقابل ایجاد کند.

کلبی خود در همان نشست پذیرفت که عبور از آستانه هسته‌ای «فاجعه‌ای عظیم و تاریخی» خواهد بود. اما گفت برای آن‌که بازدارندگی کار کند، دشمن باید باور داشته باشد که آمریکا در شرایطی واقعا حاضر به استفاده از سلاح هسته‌ای است.

خطر یک حمله «محدود»

مشکل اصلی این راهبرد آن است که محدودماندن یک حمله به تصمیم آمریکا بستگی ندارد. روسیه یا چین باید تشخیص دهند موشک شلیک‌شده حامل چه نوع کلاهکی است، هدف حمله چیست و آیا موشک‌های بیشتری در راه‌اند. اگر طرف مقابل یک حمله محدود را مقدمه حمله‌ای گسترده‌تر بداند، ممکن است پیش از نابودی نیروهایش دست به تلافی بزند.

موشک دریاپرتاب این ابهام را بیشتر می‌کند. مزیت این سلاح برای پنتاگون آن است که بدون اجازه متحدان قابل‌استقرار و استفاده است؛ اما دشمن نیز ممکن است نتواند به‌سرعت میان یک حمله محدود و آغاز جنگی گسترده تفاوت بگذارد.

در نتیجه، همان ویژگی‌ای که یک گزینه هسته‌ای را از نگاه کلبی «معتبر» می‌کند—این‌که رئیس‌جمهور بتواند واقعا استفاده از آن را مجاز بداند—می‌تواند آستانه استفاده از سلاح هسته‌ای را پایین بیاورد.

کلیپنستاین تأکید می‌کند:

«این به آن معنا نیست که جنگ هسته‌ای قریب‌الوقوع یا حتی محتمل است. اما مگر سیاست هسته‌ای از آن موضوعاتی نیست که مردم باید درباره‌اش نظری داشته باشند—یا واقعا هر اندازه‌ای از حق اظهارنظر؟ واشنگتن آشکارا هیچ علاقه‌ای به این کار ندارد؛ اما چرا رسانه‌های خبری هم ندارند؟ حیرت‌آور است که حتی یک گزارش درباره این موضوع منتشر نکرده‌اند.»

سناتور جک رید، ارشدترین عضو دموکرات کمیته نیروهای مسلح سنا، در جلسه غیرعلنی حضور داشته و به نوشته کلیپنستاین، از جزئیات این برنامه و مطالب بیشتری آگاه شده است و می‌نویسد:

کلیپنستاین تأکید می‌کند:

«سناتور جک رید، ارشدترین دموکرات کمیته نیروهای مسلح سنا، درباره همه مطالبی که در این گزارش خواندید—و حتی بیشتر از آن—توجیه شده است. مشخص نیست چرا چیزی نگفته. شاید این مرد ۷۶ ساله سرگرم کارزار انتخاب مجدد خود بوده است؟

حالا که صحبتش شد، حدس بزنید پیت هگست چه کسی را برای هدایت «پروژه مریدین»، طرح تازه و وهم‌انگیزش برای مطالعه آینده جنگ، انتخاب کرده است؟ نیوت گینگریچ ۸۳ ساله!

از خطرکردن‌های هسته‌ای دوران جنگ سرد تا نیوت گینگریچ؛ واقعا چه بازگشت انفجاری‌ای به گذشته..»

 

کدخبر: ۶۲۳۸۶
ارسال نظر