کدخبر: ۶۲۵۲۷
تحلیلگران بین‌المللی:

بهره‌برداری‌های نتانیاهو از حادثه فلای‌دوبی و کمک سعودی، برای انتخابات و پیشی گرفتن در نظرسنجی‌ها

روایت رسمی از حادثه پرواز فلای‌دبی از همان ساعات نخست با پرسش‌ها و تردیدهای گسترده‌ای روبه‌رو شده و شماری از تحلیلگران درباره نحوه وقوع حادثه، انگیزه عامل آن و انسجام جزئیات منتشرشده ابراز تردید کرده‌اند؛ پرسش‌هایی از این دست که حضور خلبان عمانی در آن پرواز چه توجیهی داشته، انگیزه دقیق فرد متهم چه بوده، چگونه با وجود کاهش شدید و سریع ارتفاع، داخل هواپیما آسیب گسترده‌ای دیده نشده، مسافران دچار جراحت جدی نشده‌اند و حتی ماسک‌های اکسیژن نیز فعال نشده‌اند، در حالی که هم‌زمان این حادثه به‌سرعت وارد فضای سیاسی اسرائیل شده و احتمال بهره‌برداری انتخاباتی از آن نیز مورد توجه قرار گرفته است.

بهره‌برداری‌های نتانیاهو از حادثه فلای‌دوبی و کمک سعودی، برای انتخابات و پیشی گرفتن در نظرسنجی‌ها

ساغر اِنجِتی، روزنامه‌نگار و مفسر سیاسی آمریکایی و از مجریان برنامه مستقل خبری-تحلیلی Breaking Points، در بررسی حادثه اخیر پرواز فلای‌دبی، به احتمال بهره‌برداری سیاسی بنیامین نتانیاهو از این حادثه در آستانه انتخابات اسرائیل می‌پردازد. او می‌گوید مهم‌ترین بُعد سیاسی ماجرا، نحوه استفاده بنیامین نتانیاهو از این حادثه در فضای انتخاباتی اسرائیل است؛ در شرایطی که نخست‌وزیر اسرائیل پیش‌تر نیز در سخنرانی‌های انتخاباتی خود هشدار داده بود دشمنان این رژیم ممکن است در آستانه انتخابات دست به حمله بزنند و اکنون یک حادثه امنیتی واقعی می‌تواند مستقیماً در خدمت همان روایت قرار گیرد.

روایت رژیم اسراییل از درگیری در کابین

مقامهای رژیم اسراییل ادعا کرده‌اند که در زمان حادثه دو خلبان در کابین حضور داشتند و کمک‌خلبان ظاهراً پس از حمله با سلاح سرد به خلبان اصلی، تلاش کرده هواپیما را وارد شیرجه کند. طبق همین روایت، خلبان زخمی توانسته در برابر کمک‌خلبان مقاومت کند و در کابین را باز کند؛ اقدامی که ورود دو خلبان ذخیره حاضر در هواپیما را ممکن کرده و در نهایت آنها توانسته‌اند کنترل هواپیما را به دست بگیرند و آن را به‌طور ایمن فرود آورند. شماری از مسافران نیز در مهار فرد متهم به حمله دخالت کرده‌اند و از هدفون‌های سیم‌دار برای محدود کردن حرکات او استفاده کرده‌اند.

یکی از مسافران این پرواز که پس از بازگشت با نتانیاهو دیدار کرده، گفته است هنگام سقوط ناگهانی هواپیما توانسته با بالا کشیدن کنترل، به متوقف کردن شیرجه کمک کند. او همچنین گفته آشنایی‌اش با نحوه عملکرد هواپیما از برنامه‌های تلویزیونی مرتبط با سوانح هوایی به او در تصمیم‌گیری کمک کرده است؛ جزئیاتی که به گفته ساغر، برای بخش وسیعی از افکار عمومی پرسش‌برانگیز بوده است. 

تردید عمومی و احتیاط در پذیرش روایت رژیم اسرائیل

ساغر می‌گوید یکی از ویژگی‌های فضای فعلی این است که بخش بزرگی از افکار عمومی در مواجهه با حوادث امنیتی بزرگ، به‌ویژه زمانی که می‌توانند پیامد بین‌المللی داشته باشند، بلافاصله روایت رسمی را نمی‌پذیرند و ترجیح می‌دهند برای انتشار جزئیات بیشتر صبر کنند زیرا تجربه نشان داده روایت‌های اولیه در بسیاری از موارد در ساعات و روزهای بعد تغییر می‌کنند.

ساغر توضیح میدهد که نتانیاهو در آستانه یک رقابت انتخاباتی دشوار قرار دارد و سیاست امنیتی یکی از محورهای اصلی پیام انتخاباتی اوست؛ به همین دلیل، حادثه‌ای از این نوع می‌تواند مستقیماً در چارچوب استدلال او درباره تهدیدهای امنیتی علیه اسرائیل قرار گیرد. او اضافه می‌کند: «از این نظر، ماجرا تا حدی شبیه هفتم اکتبر است؛ یعنی شما با یک وضعیت وحشتناک مواجه هستید که بعداً به چیزی تبدیل می‌شود که اهداف سیاسی داخلی بسیار بزرگ‌تری پیدا می‌کند.»

او یادآوری می‌کند که نتانیاهو پیش‌تر گفته بود نشانه‌هایی وجود دارد که دشمنان اسرائیل ممکن است پیش از انتخابات دست به حمله بزنند و اکنون این حادثه می‌تواند به‌عنوان تأییدی بر همان هشدار در فضای سیاسی داخلی مورد استفاده قرار گیرد. او همچنین اضافه می‌کند که، واکنش شدید جامعه اسرائیل به این حادثه با سابقه تاریخی ربایش و حمله به هواپیماهای مسافربری مرتبط است؛ موضوعی که طی دهه‌های گذشته بارها در ارتباط با پروازهای اسرائیلی یا منطقه‌ای مطرح شده و جایگاه ویژه‌ای در حافظه امنیتی این کشور پیدا کرده است.

سوزان ابوالهوی، نویسنده فلسطینی-آمریکایی، نیز در یادداشتی درباره حادثه فلای‌دبی استدلال می‌کند که روایت اسرائیلی از این ماجرا با چند الگوی شناخته‌شده و مطالعه‌شده در تبلیغات سیاسی رایج در این رژیم هم‌خوانی دارد؛ از ساختن یک روایت بسیار دراماتیک و قهرمان‌محور گرفته تا تکرار مداوم جزئیات کوچک و به‌یادماندنی که می‌توانند جای شواهد مستقل را در ذهن مخاطب بگیرند. او به عناصری مانند نجات هواپیما توسط مسافری که تجربه خلبانی نداشته و دانش خود را به یک برنامه تلویزیونی درباره سوانح هوایی نسبت داده، حضور اتفاقی خلبانان ذخیره در پرواز، نمایش لباس‌های خون‌آلود در دیدار با نتانیاهو و بازتولید گسترده همین جزئیات در رسانه‌ها اشاره می‌کند و معتقد است ترکیب «روایت بزرگ»، جزئیات دراماتیک و تکرار مستمر می‌تواند یک داستان را پیش از آنکه شواهد آن به‌طور مستقل بررسی شود، در افکار عمومی تثبیت کند.

ابوالهوا همچنین به نحوه تصویرسازی از کمک‌خلبان عرب اشاره می‌کند و آن را در امتداد الگویی می‌بیند که اعراب و مسلمانان را افرادی احساسی، غیرعقلانی و در عین حال ناکارآمد نشان می‌دهد. از نظر او، همین بخش از روایت نیز پرسش‌برانگیز است: فرد متهم یک خلبان آموزش‌دیده بوده که در داخل کابین تقویت‌شده و پشت کنترل هواپیما قرار داشته، اما روایت منتشرشده از شکست او در برابر مسافران و سپس نجات هواپیما توسط فردی بدون تجربه پرواز سخن می‌گوید. ابوالهوا این ساختار روایی را با نمونه‌های تاریخی تبلیغات جنگی و قهرمان‌سازی مقایسه می‌کند که در آنها جزئیات دراماتیک ابتدا به‌طور گسترده منتشر شده و اصلاحات بعدی توجه بسیار کمتری دریافت کرده‌اند.

یکی از مهم‌ترین محورهای انتقاد او، فاصله میان روایت شرکت فلای‌دبی و روایت مقام‌های اسرائیلی است. به نوشته ابوالهوا، فلای‌دبی صرفاً از وقوع یک «درگیری» در کابین، تأمین امنیت هواپیما توسط خدمه و نامشخص بودن انگیزه سخن گفته، در حالی که توصیف حادثه به‌عنوان اقدام تروریستی، ادعای «افراط‌گرایی اسلام‌گرا» و تبدیل مسافر اسرائیلی به یک قهرمان ملی عمدتاً از سوی نتانیاهو و اعضای دولت او مطرح شده است. او همچنین یادآور می‌شود که فرد متهم در عربستان در بازداشت است، هنوز اتهام رسمی علیه او اعلام نشده و روایت مستقیمی نیز از سوی خود او در دسترس نیست.

ایران، فلای دوبی و انتخابات اسراییل

تحلیلگران برنامه The Cradle معتقدند انتخابات اسرائیل و جنگ با ایران به دو محور اصلی تصمیم‌گیری بنیامین نتانیاهو تبدیل شده‌اند و روایت‌سازی پیرامون حادثه فلای‌دبی نیز دقیقاً در همین چارچوب قرار می‌گیرد. به باور آنها، نتانیاهو از یک‌سو تلاش می‌کند حادثه را به تهدید ایران پیوند بزند و از آن برای توجیه احتمال تشدید تنش با تهران استفاده کند و از سوی دیگر، همین روایت را در فضای داخلی به این پیام انتخاباتی تبدیل می‌کند که دولت او در حال حفاظت از شهروندان اسرائیلی در برابر تهدیدهای خارجی است.

دکتر محمد حسن در این برنامه می‌گوید تقریباً هر تصمیم نتانیاهو در مقطع فعلی یا مستقیماً به انتخابات مربوط است یا به جنگ با ایران، و حتی تصمیم‌هایی که در ظاهر در حوزه سیاست منطقه‌ای قرار می‌گیرند، باید در نهایت به موقعیت انتخاباتی او خدمت کنند. در همین چارچوب، روایت حادثه فلای‌دبی هم‌زمان دو کارکرد پیدا می‌کند: ایران به‌عنوان عامل تهدید و تروریسم معرفی می‌شود تا زمینه سیاسی برای تشدید تقابل با تهران فراهم شود و نتانیاهو نیز خود را به‌عنوان نخست‌وزیری معرفی می‌کند که برای دفاع از اسرائیل در برابر همین تهدیدها وارد جنگ شده است.

تحلیلگران برنامه همچنین بر سرعت شکل‌گیری روایت رسانه‌ای پس از حادثه تأکید می‌کنند. به گفته آنها، رسانه‌های حامی نتانیاهو تقریباً بلافاصله سه عنصر را برجسته کردند: «کمک‌خلبان عمانی»، «اقدام تروریستی» و «مسئولیت ایران». آنها این سرعت و هماهنگی را نشانه آن می‌دانند که روایت حادثه از همان ابتدا به‌گونه‌ای تنظیم شده که هم به هدف انتخاباتی نتانیاهو و هم به سیاست او در قبال ایران خدمت کند.

آنها همچنین به این نکته اشاره می‌کنند که نتانیاهو تنها یکی دو روز پیش از حادثه هشدار داده بود دشمنان اسرائیل ممکن است در آستانه انتخابات دست به حمله بزنند و حادثه فلای‌دبی بلافاصله در فضایی قرار گرفت که می‌توانست به تأیید همان هشدار تبدیل شود. دیدار سریع نتانیاهو با مسافری که به‌عنوان «قهرمان» نجات هواپیما معرفی شد، موج مصاحبه‌های رسانه‌ای او پس از حادثه و برجسته شدن این موضوع در افکار عمومی نیز از نظر آنها در همین چارچوب انتخاباتی و امنیتی قرار دارد.

در برنامه به وضعیت نظرسنجی‌ها نیز اشاره می‌شود و اینکه برای نخستین بار پس از مدتها، بلوک نتانیاهو از رقیب اصلی خود، گادی آیزنکوت، پیش افتاده است؛ تغییری که تحلیلگران برنامه آن را در پیوند با فضای امنیتی جدید و افزایش تمرکز افکار عمومی بر تهدیدهای خارجی می‌بینند.

در این پروژه رسانه‌ای، حتی فرود هواپیما در عربستان سعودی نیز بخشی از بسته سیاسی گسترده‌تر نتانیاهو می‌شود. دکتر حسن می‌گوید نتانیاهو می‌تواند این اتفاق را به رأی‌دهندگان اسرائیلی به‌عنوان نشانه‌ای از گسترش دسترسی اسرائیل به جهان عرب و پیشرفت در مسیر عادی‌سازی روابط بفروشد؛ با این پیام که تحت رهبری او حتی عربستان سعودی نیز در شرایط اضطراری درهای خود را به روی اسرائیلی‌ها باز کرده است.

تحلیلگران The Cradle همچنین میان روایت سیاسی نتانیاهو و روایت دونالد ترامپ درباره ایران تفاوت قائل می‌شوند. به باور آنها، ترامپ برای اهداف سیاسی داخلی خود نیاز دارد ایران را ضعیف، شکست‌خورده و فاقد توان بازدارندگی نشان دهد، در حالی که نتانیاهو برای توجیه ادامه جنگ و آماده نگه داشتن جامعه اسرائیل برای تشدید تنش، به برجسته کردن توان و تهدید ایران نیاز دارد. در این چارچوب، نتانیاهو بر احتمال عملیات ایران، تهدیدهای منطقه‌ای و ضرورت ادامه فشار نظامی تأکید می‌کند، در حالی که ترامپ بر این روایت پافشاری می‌کند که توانمندی‌های ایران را از بین برده است.

دکتر حسن نتیجه می‌گیرد که هیچ‌یک از این دو روایت تصویری کامل از واقعیت ارائه نمی‌دهند و هر کدام متناسب با نیاز سیاسی رهبر مربوطه ساخته شده‌اند؛ با این تفاوت که برای نتانیاهو، بزرگ‌نمایی تهدید ایران به‌طور مستقیم به حفظ فضای امنیتی، آماده نگه داشتن افکار عمومی برای احتمال تشدید درگیری و تقویت موقعیت او در انتخابات کمک می‌کند.

در جمع‌بندی برنامه، از این مقطع تا پایان انتخابات، بخش مهمی از تصمیم‌ها و روایت‌های نتانیاهو باید از دریچه همین دو محور، یعنی جنگ با ایران و رقابت انتخاباتی، خوانده شود؛ دو محوری که به باور تحلیلگران برنامه در عمل از یکدیگر جدا نیستند و سیاست منطقه‌ای نتانیاهو در قبال ایران نیز در نهایت بخشی از استراتژی او برای حفظ قدرت در داخل اسرائیل است.

 

کدخبر: ۶۲۵۲۷
ارسال نظر