آسیا تایمز: عوارض هرمز به سود چین و هند و به زیان متحدان آسیایی ترامپ است
بلال حبیب قاضی در آسیا تایمز مینویسد معافیت کشتیهای چین، هند، عراق و قطر از محدودیتهای عبور هرمز، هزینه و ریسک انرژی را برای ژاپن و کره جنوبی افزایش میدهد؛ معافیتی که برای کشتیهای چینی و هندی به معنای عبور بدون عوارض نیست.
به گزارش ۲۴، بلال حبیب قاضی، تحلیلگر پژوهشی مؤسسه مطالعات منطقهای اسلامآباد، در یادداشتی در آسیا تایمز به بررسی پیامدهای رژیم عوارض و مجوزدهی ایران در تنگه هرمز برای واردکنندگان آسیایی انرژی پرداخته است. او معتقد است معافیتهای مبتنی بر ملیت به سود چین، هند و قطر عمل میکند، در حالی که متحدان آسیایی آمریکا با هزینه و نااطمینانی بیشتری مواجهاند.
معافیت از محدودیت عبور، نه لزوماً از عوارض
قاضی مینویسد در ۳ نوامبر، همزمان با رأیگیری میاندورهای آمریکا، امیر حیات مقدم، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، اعلام کرد کشتیهای هند، چین، عراق و قطر از محدودیتهای عبور از تنگه هرمز معافاند؛ این کشتیها «آزادانه عبور میکنند» و «آمریکاییها هم آنها را متوقف نمیکنند».
نویسنده تأکید میکند این اظهارات در یک گفتوگوی پارلمانی مطرح شده، نه در قالب فرمانی رسمی. با این حال، آن را در امتداد الگوی ماه مارس میداند که عباس عراقچی کشورهای دوست را برای عبور مشخص کرده بود؛ الگویی که به تعبیر او محاصره جنگی را به رژیم مجوزدهی بر اساس ملیت تبدیل میکند.
به نوشته آسیا تایمز، از ماه مه، سازمان تنگه خلیج فارس ایران تنها در برابر پرداخت عوارض مجوز عبور صادر کرده و گزارشها از پرداخت تا دو میلیون دلار برای هر عبور به یوآن حکایت دارد. طبق این یادداشت، کشتیهای هندی و چینی عوارض میپردازند، اما کشتیهای قطری رایگان عبور میکنند. بنابراین، معافیت از محدودیت عبور را نباید با معافیت همه این کشورها از پرداخت عوارض یکسان دانست.
به روایت قاضی، مقدم هدف معافیت هند را تسهیل واردات دارو به ایران و هدف معافیت چین را تضمین حمایت سیاسی پکن عنوان کرده است.
هزینه متفاوت برای خریداران آسیایی
نویسنده میگوید ژاپن و کره جنوبی، که آنها را آسیبپذیرترین اقتصادهای منطقه در این زمینه توصیف میکند، بیرون از فهرست معافیت ماندهاند. او استدلال میکند همسویی این دو کشور با واشنگتن، هزینهای در حوزه انرژی ایجاد کرده که رقبای بیطرفشان از آن دور میمانند.
در عین حال، یادداشت تأکید دارد این شکاف مطلق نیست؛ سئول برای دسترسی به نفت عربستان ترتیباتی برقرار کرده است. از دید قاضی، تفاوت اصلی در هزینه، اطمینان از تأمین و میزان مواجهه سیاسی است: خریداران بیطرف با عوارضی قابل پیشبینی روبهرو هستند، اما متحدان آمریکا به ذخایر، مسیرهای جایگزین و چانهزنی موردی تکیه دارند.
قاضی مینویسد اگر روایت مقدم درست باشد، نفت خلیج فارس به مقصد چین، با مجوز ایرانی و موافقت ضمنی آمریکا در حرکت است. به تعبیر او، متحدانی که از موضع واشنگتن حمایت کردهاند، هزینه بیشتری برای این عملگرایی میپردازند؛ آن هم در شرایطی که دولت ترامپ پس از شکست جمهوریخواهان در میاندورهای، تحت فشار سیاسی بیشتری قرار گرفته است.
هشدار درباره سابقهای برای دیگر تنگهها
نویسنده هشدار میدهد هر عبور همراه با پرداخت عوارض، در کنار پیامهای متناقض واشنگتن، میتواند سابقهای برای اعمال فشار در دیگر گلوگاههای حیاتی تجارت آسیا، از بابالمندب تا مالاکا، ایجاد کند.
او بازگشایی همگانی هرمز را نتیجه مطلوب میداند و از دولتهای آسیایی میخواهد از میانجیگری قطر و پاکستان حمایت کنند، به شرط آنکه هر توافقی عبور آزاد کشتیها با هر پرچمی را بازگرداند. قاضی همچنین پیشنهاد میکند دولتهایی که از معافیت بهره میبرند، علناً اعلام کنند حق دریافت عوارض عبور را برای ایران به رسمیت نمیشناسند.
جمعبندی یادداشت این است که تنگهای که فقط برای برخی ملیتها باز باشد، تنگهای باز نیست؛ دولتهای آسیایی باید اصرار کنند جنگ آمریکا و ایران با بازشدن هرمز به روی همه کشتیها پایان یابد.
منبع: یادداشت بلال حبیب قاضی در آسیا تایمز. دیدگاههای مطرحشده متعلق به نویسنده است.